Season 1, Episode 11 · davaj / پادکست داوج
اپیزود یازدهم - یک حس کوچیک! پیشش می مونی؟؟
7 Sep 2025 · 23 min
Episode notes
اپیزود ۱۱ – یه حس کوچیک اومده، میمونی پیشش؟ رویا، دختری همیشه ساکت، همیشه شنونده، همیشه مراقب. اما یه روز صبح، با یه حس مبهم بیدار میشه. نه غم، نه اضطراب… فقط یه تیرکشیدن ریز، یه بیحوصلگی گنگ تو این اپیزود، همراهش قدم میزنیم؛ نه دنبال جواب، نه دنبال تحلیل. فقط برای موندن. موندن کنار حسی که شاید همیشه بوده، ولی هیچوقت کسی ازش نپرسیده: "میخوای حرف بزنی؟" این اپیزود دربارهی موندنه. موندن پیش یه احساس کوچیک، پیش مهمونی که فقط میخواد چند ثانیه دیده شه در پایان اپیزود، با مدیتیشن کوچینگی « بدنم چی حس میکنه الان؟ » همراه میشیم؛ تمرینی برای برگشتن به بدن، دیدن حس، بدون برچسبزدن یا تلاش…
Podcast
davaj / پادکست داوج
Amin/Javad Najafi · Health · Persian
ما معمولاً از خودمون میپرسیم: چطور تغییر کنم؟ اما اگه از آخر نگاه کنی چی؟ اگه به آخر خط رسیده باشی و حالا بخوای از اونجا، زندگیتو دوباره ببینی، چی رو عوض میکنی؟ داوج یعنی همین دیدن از آخر به اول. یعنی مرور زندگی، نه برای حسرت خوردن؛ برای عبور کردن… از نقشهای تحمیلی، ترسهای ریشهدار و صداهایی
More from davaj / پادکست داوج All episodes →
-
25 Oct 2025 · 41 min
اپیزود شانزدهم - ولی من باور میکنم
ولی من باور میکنم.. - اپیزود چهار(فصل دوم) «آخرین باری که فقط کنار کسی بودم (یا کسی فقط کنارم بود) کی بود و چه باوری رو در من تغییر داد؟» .باورهای مثبت یا منفی ما چطور روابط رو شکل میده؟ و چرا گاهی کافیه فقط «کنار» کسی باشیم، نه اینکه تغییرش بدیم «گاهی فقط لازم داریم یکی کنارمون بشینه، بی اینکه نصیحت یا قضاوتمون کنه، فقط بگه: «باش… همینجوری که هستی، کافیه . این اپیزود دربارهی همینه؛ باورهایی که سالها یادمون دادن قوی بودن یعنی لبخند زدن، اما حالا وقتشه یاد بگیریم قوی بودن یعنی اجازه بدی یکی بغلت کنه، و فقط کنارت باشه «اگه این اپیزود چیزی درونت رو لمس کرد، برامون بنویس: «کنارم باش .عضویت…
-
18 Oct 2025 · 41 min
اپیزود پانزدهم - برای من با ارزشه
برای من با ارزشه.. - اپیزود سوم (فصل دوم) .اگه یه روز خندیدی، اما شب با اشک خوابیدی، این اپیزود برای همون تضادِ آشناست؛ جایی که شادی و غم با هم میآن تا نشون بدن چی واقعاً برات باارزشه .کافیه چند دقیقه با صدای داوج بریم سراغ لحظههایی که هم خنده داشتن، هم درد، اما توشون یه نور کوچیک از «خودِ واقعیت» پیدا شد .اگه دلت خواست از ارزشهای واقعی خودت بنویسی، خوشحال میشیم توی کانال تلگرام خانوادهی داوج کنارت باشیم؛ جایی برای نوشتن، شنیدن، و تنها نبودن .ارزشهای شخصی همیشه روشن و ثابت نیستن. بعضی وقتها در کشاکش شادی و غم، آدم تازه میفهمه چی براش ارزشمنده روایت و کارگردان صوتی: جواد نجفی مدیر…
-
11 Oct 2025 · 39 min
اپیزود چهاردهم - ارزشش رو داره؟
ارزشش رو داره؟ - اپیزود دوم (فصل دوم) .اگه یه روز همهچی تکراری شد و توی دلت هیچ شوقی نداشتی، این اپیزود یادت میاره که قشنگی، هنوز همینجاست. فقط باید مکث کنی .کافیه چند لحظه وایسی، به بخار روی شیشه، بوی چای، یا صدای یه گیتار خام گوش بدی. گاهی خوشی، همین لحظهی سادهست که ازش رد میشی . اگه دلت میخواد قشنگیهای معمولی رو دوباره ببینی، خوشحال میشیم توی کانال تلگرام خانواده داوج کنارت باشیم. اونجا، هر هفته با هم یاد میگیریم، همدل میشیم، و رشدهامون رو جشن میگیریم روایت و کارگردان صوتی: جواد نجفی مدیر پروژه: محمدامین نجفی اینستاگرام داوج: https://instagram.com/davaj.podcast کانال تلگرام…
-
5 Oct 2025 · 43 min
اپیزود سیزدهم - رویا چرا مُرد؟
رویا چرا مُرد؟ - اپیزود اول ( فصل دوم ) .گاهی رویاها نمیمیرن، فقط ساکت میشن. این اپیزود، قصهی آدمهاییِ که رسیدن ته خط، اما هنوز صدای کوچیکی تو دلشون میگه: نفس بعدی رو بکش .با هم میخوایم بشینیم وسط تاریکی، تا بفهمیم چی هنوز ما رو زنده نگه داشته ،اگه یه روز حس کردی همهچی تموم شده، اگه رویاهات ساکت شدن و نمیدونی از کجا دوباره شروع کنی ...این اپیزود یه چراغ کوچیکه برای همون لحظه. کافیه بشینی، یه نفس عمیق بکشی، و بذاری صدای داوج آروم یادت بیاره: هنوز یه قدم مونده .اگه دلت میخواد یه قدم عمیقتر توی خودت بری، خوشحال میشیم توی کانال تلگرام خانواده داوج کنارت باشیم .اونجا، توی یه فضای امن…
-
S1 · E12 · 14 Sep 2025 · 23 min
اپیزود دوازدهم - اون بچه هنوز اینجاست
اپیزود دوازدهم - اون بچه هنوز اینجاست …گاهی یه جملهی نگفته، یه بغل داده نشده، یا یه "خداحافظی نگفته"، میتونه تا سالها یه چیزی رو توی دلمون ساکت نگه داره .نه قهرای ما بیدلیل بوده، نه خستگیهامون. خیلیا توی بچگی، بهجای شنیده شدن، قضاوت شدن. بهجای بغل، تشر شنیدن …بهجای اینکه یکی بپرسه «چی شده؟»، گفتن «باز ناز میکنی؟» . و ما کمکم، حرف نزدیم. فقط موندیم .این اپیزود، برای اون بخشی از توئه که هنوز گاهی قهر میکنه، هنوز دنبال یه آغوش بیقضاوته، و هنوز منتظره کسی بیاد، بیهیچ حرف اضافهای، فقط بمونه …با یه خرس کوچیک، یه قاشق برنج نخورده، یه آینهی ساکت، و یه بچهی توی دلِ همهمون .اومدیم…
-
S1 · E10 · 28 Aug 2025 · 26 min
اپیزود دهم - صدای خشم از زیر بالش
اپیزود ۱۰ – صدای خشم از زیر بالش فرهاد، مردی که همیشه ساکت موند. خشم نداشت؟ داشت. ولی داد نزد. فقط قورتش داد. پشت لبخند، پشت جملهی «بیخیال»، پشت شبهایی که چشمش روی سقف خشک شد و دلش تو سینه قل میزد. این اپیزود، دربارهی اون خشمهایی هست که نه برای انفجارن، نه برای نابود کردن… فقط میخوان شنیده بشن. همونا که نمیتونن تو جلسه اداره جواب بدن، اما وقتی بچهت لیوان میندازه، ناگهان صداشون درمیاد :این قسمت برای توئه، اگه تجربه کردی یه جملهی کوچیک از کسی، یهو یه چیزی رو تو دلت لرزوند شبها با فک سفتشده و گلوی گرفته خوابیدی …یا حس کردی خشمت رو قایم کردی، ولی انگار دیگه خودتو هم نمیشنوی .در…
-
S1 · E9 · 20 Aug 2025 · 26 min
اپیزود نهم - ماشه را کی کشید؟؟
اپیزود نهم – ماشه رو کی کشید؟ رها، فقط یه جمله شنید: «باز زیادی حساس شدی...» ولی همون جمله، کافی بود تا از درون بهم بریزه. نه چون اون حرف عجیب بود، چون یه صدای قدیمی رو بیدار کرد این اپیزود درباره ماشههای احساسییه که از امروز نمیان؛ از روزایی میان که بلد نبودی دفاع کنی… فقط ساکت میموندی و زخمتو قورت دادی. توی این اپیزود، با لحظههایی روبهرو میشیم که ظاهرشون کوچیکه، ولی تاثیرشون عمیق. جملههایی مثل «یه کم بزرگ شو»، «قهر کردی؟» یا حتی یه سکوت ساده… که بدنتو به هم میریزن، بدون اینکه بفهمی چرا این صداها از حالا نمیان، از کوچههای قدیمی ذهنمون میان بالا. کوچههایی که هنوز بچهی درونمون…
-
S1 · E8 · 13 Aug 2025 · 20 min
اپیزود هشتم - ترس، رفیقِ قدیمی
اپیزود ۸ – ترس، رفیق قدیمی یه شب خونهگی معمولی، با قهقههی رهام و بوی قورمهسبزی. اما پشت این فضای ساده، یه چیز در حال قلقل زدن بود: ترس ترسی که تو شوخیها پنهون بود، تو نگاهها، تو دفترچهی بستهی رویا… و آخرش، صداش دراوم این اپیزود، قصهی روبهرو شدن با ترسهاییئه که معمولاً قایمشون میکنیم؛ چون فکر میکنیم گفتنشون یعنی ضعیف بودن. اما شاید برعکس، گفتنشون شروع شجاعت باشه :برای اولینبار، ترسها اسم پیدا میکنن .ترسِ تنها شدن، ترسِ دیده نشدن، ترسِ فراموش شدن، ترسِ مناسب بودن… نه زنده بودن و این وسط، یه جمله از رهام، همهچی رو جمع میکنه «یعنی همهمون یهکم گوریل تو دلمون داریم؟» .در پایان…
-
S1 · E7 · 7 Aug 2025 · 24 min
اپیزود هفتم - صدای بی صدا
اپیزود هفتم – صدای بیصدا ناهید، زنی که سالها مادر بوده، همسر بوده، شنونده بوده… اما هیچوقت از خودش نپرسیده «من چی میخوام؟» یه صبح آروم، یه آینه بخارگرفته، و یه سؤال ساده: «ناهید جان… خستهای؟ واقعاً حالت خوبه؟» .توی این اپیزود، قصهی زنهایی رو میشنویم که انقدر نقششون رو جدی گرفتن، که خودشون یادشون رفتهان. زنهایی که همهچیز بودن برای همه… جز خودشون این اپیزود، دربارهی لحظهی برگشتنه. لحظهای که برای اولینبار، بهجای اینکه بگی «همه خوبن؟»، بپرسی: خودم چی؟ من واقعاً خوبم؟ .از دفترچهی قدیمی تا نگاه ساکت توی آینه، صدایی بیدار میشه؛ صدای زنی که سالها سکوت کرده بود در پایان اپیزود، با…
-
S1 · E6 · 30 Jul 2025 · 23 min
اپیزود ششم - قهرمانی که ایستاد
اپیزود ششم – قهرمانی که ایستاد وقتی یه پدری بارها زمین میخوره، اما بلند میشه ولی برای اولینبار، زخمشو نشون میده داستانی دربارهی سکوتهایی که از مرد بودن یاد گرفتیم، و صداقتی که از پدر بودن زاده میشه توی این اپیزود، با «فرهاد» همراه میشیم؛ مردی که جلوی پسرش زمین خورد، و یه خندهی کودکانه، زخمی رو توی دلش بیدار کرد زخمی از روزی که اخراج شد، ولی به کسی چیزی نگفت… چون فکر میکرد مرد نباید از درد حرف بزنه اما شاید قهرمان بودن، یعنی بتونی از همون زخمی که پنهونش کردی، صداقت رو شروع کنی در پایان اپیزود، با مدیتیشن کوچینگی « نشستن کنار ترس » همراه میشیم؛ تمرینی برای نشستن کنار ترس… بدون…
