Episode notes
اپیزود ششم – قهرمانی که ایستاد وقتی یه پدری بارها زمین میخوره، اما بلند میشه ولی برای اولینبار، زخمشو نشون میده داستانی دربارهی سکوتهایی که از مرد بودن یاد گرفتیم، و صداقتی که از پدر بودن زاده میشه توی این اپیزود، با «فرهاد» همراه میشیم؛ مردی که جلوی پسرش زمین خورد، و یه خندهی کودکانه، زخمی رو توی دلش بیدار کرد زخمی از روزی که اخراج شد، ولی به کسی چیزی نگفت… چون فکر میکرد مرد نباید از درد حرف بزنه اما شاید قهرمان بودن، یعنی بتونی از همون زخمی که پنهونش کردی، صداقت رو شروع کنی در پایان اپیزود، با مدیتیشن کوچینگی « نشستن کنار ترس » همراه میشیم؛ تمرینی برای نشستن کنار ترس… بدون…
Podcast
davaj / پادکست داوج
Amin/Javad Najafi · Health · Persian
ما معمولاً از خودمون میپرسیم: چطور تغییر کنم؟ اما اگه از آخر نگاه کنی چی؟ اگه به آخر خط رسیده باشی و حالا بخوای از اونجا، زندگیتو دوباره ببینی، چی رو عوض میکنی؟ داوج یعنی همین دیدن از آخر به اول. یعنی مرور زندگی، نه برای حسرت خوردن؛ برای عبور کردن… از نقشهای تحمیلی، ترسهای ریشهدار و صداهایی
More from davaj / پادکست داوج All episodes →
-
S1 · E11 · 7 Sep 2025 · 24 min
اپیزود یازدهم - یک حس کوچیک! پیشش می مونی؟؟
اپیزود ۱۱ – یه حس کوچیک اومده، میمونی پیشش؟ رویا، دختری همیشه ساکت، همیشه شنونده، همیشه مراقب. اما یه روز صبح، با یه حس مبهم بیدار میشه. نه غم، نه اضطراب… فقط یه تیرکشیدن ریز، یه بیحوصلگی گنگ تو این اپیزود، همراهش قدم میزنیم؛ نه دنبال جواب، نه دنبال تحلیل. فقط برای موندن. موندن کنار حسی که شاید همیشه بوده، ولی هیچوقت کسی ازش نپرسیده: "میخوای حرف بزنی؟" این اپیزود دربارهی موندنه. موندن پیش یه احساس کوچیک، پیش مهمونی که فقط میخواد چند ثانیه دیده شه در پایان اپیزود، با مدیتیشن کوچینگی « بدنم چی حس میکنه الان؟ » همراه میشیم؛ تمرینی برای برگشتن به بدن، دیدن حس، بدون برچسبزدن یا تلاش…
-
S1 · E10 · 28 Aug 2025 · 26 min
اپیزود دهم - صدای خشم از زیر بالش
اپیزود ۱۰ – صدای خشم از زیر بالش فرهاد، مردی که همیشه ساکت موند. خشم نداشت؟ داشت. ولی داد نزد. فقط قورتش داد. پشت لبخند، پشت جملهی «بیخیال»، پشت شبهایی که چشمش روی سقف خشک شد و دلش تو سینه قل میزد. این اپیزود، دربارهی اون خشمهایی هست که نه برای انفجارن، نه برای نابود کردن… فقط میخوان شنیده بشن. همونا که نمیتونن تو جلسه اداره جواب بدن، اما وقتی بچهت لیوان میندازه، ناگهان صداشون درمیاد :این قسمت برای توئه، اگه تجربه کردی یه جملهی کوچیک از کسی، یهو یه چیزی رو تو دلت لرزوند شبها با فک سفتشده و گلوی گرفته خوابیدی …یا حس کردی خشمت رو قایم کردی، ولی انگار دیگه خودتو هم نمیشنوی .در…
-
S1 · E9 · 20 Aug 2025 · 26 min
اپیزود نهم - ماشه را کی کشید؟؟
اپیزود نهم – ماشه رو کی کشید؟ رها، فقط یه جمله شنید: «باز زیادی حساس شدی...» ولی همون جمله، کافی بود تا از درون بهم بریزه. نه چون اون حرف عجیب بود، چون یه صدای قدیمی رو بیدار کرد این اپیزود درباره ماشههای احساسییه که از امروز نمیان؛ از روزایی میان که بلد نبودی دفاع کنی… فقط ساکت میموندی و زخمتو قورت دادی. توی این اپیزود، با لحظههایی روبهرو میشیم که ظاهرشون کوچیکه، ولی تاثیرشون عمیق. جملههایی مثل «یه کم بزرگ شو»، «قهر کردی؟» یا حتی یه سکوت ساده… که بدنتو به هم میریزن، بدون اینکه بفهمی چرا این صداها از حالا نمیان، از کوچههای قدیمی ذهنمون میان بالا. کوچههایی که هنوز بچهی درونمون…
-
S1 · E8 · 13 Aug 2025 · 20 min
اپیزود هشتم - ترس، رفیقِ قدیمی
اپیزود ۸ – ترس، رفیق قدیمی یه شب خونهگی معمولی، با قهقههی رهام و بوی قورمهسبزی. اما پشت این فضای ساده، یه چیز در حال قلقل زدن بود: ترس ترسی که تو شوخیها پنهون بود، تو نگاهها، تو دفترچهی بستهی رویا… و آخرش، صداش دراوم این اپیزود، قصهی روبهرو شدن با ترسهاییئه که معمولاً قایمشون میکنیم؛ چون فکر میکنیم گفتنشون یعنی ضعیف بودن. اما شاید برعکس، گفتنشون شروع شجاعت باشه :برای اولینبار، ترسها اسم پیدا میکنن .ترسِ تنها شدن، ترسِ دیده نشدن، ترسِ فراموش شدن، ترسِ مناسب بودن… نه زنده بودن و این وسط، یه جمله از رهام، همهچی رو جمع میکنه «یعنی همهمون یهکم گوریل تو دلمون داریم؟» .در پایان…
-
S1 · E7 · 7 Aug 2025 · 24 min
اپیزود هفتم - صدای بی صدا
اپیزود هفتم – صدای بیصدا ناهید، زنی که سالها مادر بوده، همسر بوده، شنونده بوده… اما هیچوقت از خودش نپرسیده «من چی میخوام؟» یه صبح آروم، یه آینه بخارگرفته، و یه سؤال ساده: «ناهید جان… خستهای؟ واقعاً حالت خوبه؟» .توی این اپیزود، قصهی زنهایی رو میشنویم که انقدر نقششون رو جدی گرفتن، که خودشون یادشون رفتهان. زنهایی که همهچیز بودن برای همه… جز خودشون این اپیزود، دربارهی لحظهی برگشتنه. لحظهای که برای اولینبار، بهجای اینکه بگی «همه خوبن؟»، بپرسی: خودم چی؟ من واقعاً خوبم؟ .از دفترچهی قدیمی تا نگاه ساکت توی آینه، صدایی بیدار میشه؛ صدای زنی که سالها سکوت کرده بود در پایان اپیزود، با…
-
S1 · E5 · 23 Jul 2025 · 25 min
اپیزود پنجم - کارت ملیتو بذار کنار، خودتو معرفی کن
«اپیزود ۵ – «کارت ملیتو بذار کنار، خودتو معرفی کن اگه همهی نقشهاتو ازت بگیرن، چی ازت میمونه؟ نه اسمت، نه مدرکت، نه شغلت… فقط خودت توی این اپیزود، با «رویا» همراه میشیم؛ دختری که فکر میکرد مسیرش رو خودش انتخاب کرده، ولی کمکم فهمید هنوز داره نقشی رو بازی میکنه که بقیه براش نوشتن و ناخواسته کارگردانی کردند. لحظههایی که پوست انداختن سخته چون نمی دانی باید چه چیزی را تن پوش هویتت کنی اونجاست که میفهمیم شناخت خود، قبل از مرز گذاشتن، اولین قدم برای آزادیه. صدایی از درون که میپرسه: «اگه من این رشته رو انتخاب نکرده بودم، چی میشد؟ اگه میتونستم واقعاً بگم چی رو دوست دارم یا چه کاری را دوست…
-
S1 · E4 · 16 Jul 2025 · 23 min
اپیزود چهارم - بوسه ای برای خانم گذشته
...اپیزود ۴ – بوسه ای برای خانمِ گذشته ماجرای اون لحظهای که قرار نیست چیزی رو حل کنی، فقط قراره نگاه کنی… نه بیرون، نه به آینده، فقط به خودت. به خودت، همینجوری که هستی. نه نسخهی کاملشدهات، نه کسی که بهزور خواسته قوی باشه. فقط تو… با همهی خستگیها، تردیدها و تلاشی که شاید کسی ندید از گذشته دور تا الان با هر نقص و درد و شادی ای توی این اپیزود، قراره صدای همهی اعضای خانوادهی داوج رو بشنویم. ناهید، فرهاد، رویا، رها و حتی رهام… هرکدوم توی این ماه، یه تکه از خودشون رو دوباره کشف کردن. اما حالا وقتشه برگردن عقب. نه برای قضاوت، نه برای برنامهریزی. فقط برای یه چیز: دیدن. دیدنِ خود، بیقضاوت…
-
S1 · E3 · 9 Jul 2025 · 31 min
اپیزود سوم- فریاد بزن هیچی نمیشه
اپیزود ۳ – فریاد بزن، هیچی نمیشه ماجرای اون لحظههایی که دلت میخواست یه چیزی بگی… ولی سکوت کردی «لحظههایی که گفتی: «شاید گفتنش فایدهای نداره»، «شاید یکی ناراحت شه»، «شاید الان وقتش نیست» و اینطوری، کمکم خودتو عقب کشیدی. تا جایی که یه روز دیدی از خودت، فقط یه سایه مونده. توی این اپیزود، با «ناهید» همراه میشیم؛ زنی که همیشه شنوندهی احساسات دیگران بوده، ولی خودش هیچوقت نگفت چی توی دلش و دقیقا چی میخواد همیشه برای بقیه بود. یه گوش شنوا، یه پناهگاه امن… اما حالا مونده با یه دفتر خالی، یه لیوان چای سرد، و یه نجوای بیصدا که میپرسه «من چی؟ من کی قراره شنیده بشم؟» ناهید توی یه سفر درونی، با…
-
S1 · E2 · 25 Jun 2025 · 24 min
اپیزود دوم ـ لطفا بگو نه
اپیزود دوم ـ لطفا بگو نه .خیلیهامون یاد گرفتیم که اگه "نه" بگیم، ممکنه کسی ازمون دلخور شه. که اگه مرز بکشیم، ممکنه خودخواه به نظر برسیم .برای همین، سالها به چیزهایی «بله» گفتیم که درونمون فریاد میزده «نه» و این فریادها هنوز ازپشت گوش ما وز وز می کنه توی این اپیزود، با «رویا» همراه میشیم؛ دختری که همیشه دیگران رو در اولویت گذاشته بود، همیشه کمک می کرد و می گفت «باشه» — حتی وقتیدلش نمیخواست، یا دیگه جونی براش نمونده بود، با یه پیام ساده از یه دوست قدیمی، همهچیز از اول دوباره شروع می شه… ولی چیزی که رویا رو بههم میریزه فقط اون درخواست نیست. تصویر مادرش – ناهید – تو ذهنش زنده میشه؛ زنی…
-
S1 · 2 Jun 2025 · 7 min
اپیزود صفر
داوج، معکوس یک اسم یا مسیر یک بیداری؟ ما معمولاً از خودمون میپرسیم: چطور تغییر کنم؟ اما اگه از آخر نگاه کنی چی؟ اگه به آخر خط رسیده باشی و حالا بخوای از اونجا، زندگیتو دوباره ببینی، چی رو عوض میکنی؟ داوج یعنی همین دیدن از آخر به اول. یعنی مرور زندگی، نه برای حسرت خوردن؛ برای عبور کردن… از نقشهای تحمیلی، ترسهای ریشهدار و صداهایی که سالها خاموش موندن. توی این اپیزود ، با خانوادهی پنجنفرهی پادکست آشنا میشی: فرهاد، ناهید، رویا، رها و رهام؛ هرکدوم با گرههای ذهنی و سوالهای وجودی که شاید یه جاییش به تو هم نزدیک باشه. .اینجا کسی نسخه نمیده. ما فقط قصه میگیم، مکث میکنیم، تمرین می…
